Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
اومدم
یکشنبه 12 اسفند ماه سال 1386

اومدم !!!

 

تو این چن وخ که نبودم  سال پدربزرگم شد ، عمه جانم بیوه شد و نذری

 

داشتیم.

 

روزای تُ خ م ی  و مسخره  و خسته کننده ایست .

 

این ماه صفرم اگه به خوبی و خوشی تموم شه خیلی خوب میشه !!

 

 من یکی شخصا دارم خفه می شم.

 

رفتیم  کنکور علمی کاربردیه  لعنتی رو هم دادیم  دعا کنید قبول بشم وگرنه

 

شخصا  باید سرم رو بذارم و بمیرم .

 

بعد مثل آدم شروع کنم واسه سراسری بخونم(  که چی آخه ؟ خودم رو جر

 

بدم  درس بخونم واسه کاردانی ؟؟؟)

 

خلاصه هرچی که هست نمیشه مثل آدم و بی دغدغه رفت دانشگاه  دیگه !!!!

 

بَره سراسری  باید مثل خر درس بخونی ؛ آزاد شرکت نکردم که اگه

 

می کردمَم مطمئنا قبول می شدم  (چون دوستای شاسگول تر از خودم تو

 

تهران قبول شدن ) و باید ترمی 600 هزارتومن نا قابل رو (که که پدرم

 

خوشگل  تواناییه پرداختشو داره اما شعوره من کجا رفته  و می خوام این

 

پول رو برای کارشناسیم  بده) بریزم تو جیب مبارک آقای جاسبی ؛

 

 علمی کاربردی هم ببینیم چه می کنیم

 

تورو خدا دعا کنید  دارم میمیرم