Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
تف به این زندگی
یکشنبه 28 بهمن ماه سال 1386

خره ما از کره گی دم نداشت چرا ؟ الان می گم .

میخوام برم بیرون 3 ساعت قبلش باید سینجیم بشم!

3 هفته قبلشم باید بگم  می خوام برم  بیرون تا اون روز دیگه حرف

 و حدیثی نباشه ! آخه من چمه؟ مگه میرم بیرون چیکار میکنم؟

 مگه قیافه ُ رفتارم چه طوریه ؟ این دوستای خاک بر سره منم  که

یکیشون  درست حسابی نسیتن اونایی که خوب و نجیبن  تا سر کوچه هم

 باباشون با ماشین میبردشون و هیچ رقم پایه نیستن واسه بیرون بقیه هم که

پایه ان  واسه بیرون ماشا اله کم کم خونه ی دو تا پسر رفتن  مامان منم

قیافه ی  رفقای پایم رو میبینه  میگه تو خونه باشی خیالم راحت تره

دیگه دارم دیوونه میشم  چه قدر باید تبعیض باشه  بین دختر و پسر

یارو پسره  میخواد با دوست دخترش بره بیرون مامانه اصلا بهش نمیگه تو

 داری کدوم گوری میری ؟ یا چرا می ری ؟ تازه پرو پرو  میشینه جلو

 مامانه  میگه  بیوه یعنی میوه و  فلانی جیگر  و آخ  اگه میدونستم

فلانی  بعد ازدواج اون شکلی میشه  مگه میذاشتم بمونه  و از این حرفا

حالا اگه من این حرفا رو بزنم ؟؟؟؟!!!!